English Main Banner
Isfa Member Isfa Academy About Articels
RSS :: آرشیو مطالب گفتگو با فیلم ساز

گفتگو با اشکان اشکانی

کد خبر: 64   تاریخ خبر:  06/09/1388        
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
اشکان اشکانی با 9 فیلمی که تصویر برداری آن ها را برعهده داشت، یکی از پر کار ترین تصویربرداران در بیست وششمین جشنوارۀ فیلم کوتاه تهران بود.

گفتگو با اشکان اشکانی


 


اشکان اشکانی با 9 فیلمی که تصویر برداری آن ها را برعهده داشت، یکی از پر کار ترین تصویربرداران در بیست وششمین جشنوارۀ فیلم کوتاه تهران بود. «اویان»، «برکه»، «ترانه ای برای لوبا»، «بان لرزان»، «وقتی همه چیز تمام می شود»، «وقت شام»، «اینجا همه عشق می کنند»، «جدول، روزنامه و چند نقطه» و «پایان قرار داد» از جمله فیلم هایی بودند که اشکانی به خاطر مجموع آن ها دیپلم افتخار را در بخش جنبی جشنواره دریافت کرد. همچنین در بخش اصلی جشنواره، تندیس و جایزۀ بهترین تصویربرداری را برای فیلم «بان لرزان» و مجموعه کارهایش به خودش اختصاص داد. از آنجایی که اشکانی موفق نشده بود همه فیلم های جشنواره را ببیند، بیشتر زمان این گفتگو به بحث پیرامون مسائل فنی و نگاه علمی به مقولۀ فیلمبرداری پرداخته شد.


 


-             اصولا فیلمبرداری فیلم های کوتاه و فیلم های بلند چه تفاوتی با هم دارند؟


-             از لحاظ تکنیکال در این دو عرصه، تفاوتی وجود ندارد. اما به لحاظ اجرایی در فیلم های بلند بایستی دقیق بود و فرصتی برای تجربه کردن وجود ندارد اما در فیلم های کوتاه مدام در حال تجربه کردن هستید و از آن جایی که کارگردان هم همراه با دیگر عوامل در حال تجربه کردن است می توانید از تجربه های خلاقانه هم بهره بگیرید.


 


-             چه نوع تجربه ای؟ با این کار هر فیلمی تبدیل به اثری تجربی نمی شود؟


-             تجربی نه به معنایی که در بخش های مختلف فیلمسازی مطرح می شود، بلکه به این معنی که تجربه هایی را که دیگران انجام داده اند اما شما آن ها را به صورت آکادمیک آموخته اید . در پروژه ساخت یک فیلم کوتاه این فرصت به فیلمبردار دست می دهد که به صورت عملی دست به کار های تجربی بزند. در فیلم های بلند چنین فرصتی در اختیار شما قرار نمی گیرد.


 


-             در مرحلۀ دکوپاژ نویسی اولین سوالی که برای یک کارگردان پیش می آید این است که «دوربین را کجا بگذارم؟» شما چطور به این موضوع نگاه می کنید؟


-             در یک دوره ای من سعی می کردم دوربین را در جایی قرار دهم که کسی قبلا به این فکر نیفتاده باشد که دوربین را آن جا بگذارد؛ این امر باعث شد تا فیلم هایم بسیار به هم شبیه باشند. بعد ها متوجه شدم که این اتفاق به این خاطر رخ می داد که من به فیلمنامه ها دقت نمی کردم. اما در چند سال اخیر با هر صحنه، با حسی که در فیلمنامه دارد برخورد می کنم. در بیشتر مواقع حتی خود فیلمساز هم به این صورت با صحنه برخورد نمی کند. و همین باعث بی حس شدن فیلم می شود.


 


-             با توجه به این که در کنار جشنواره، کارگاه آموزشی ای برای بررسی نماد ها و نشانه ها برگزار شد، به نظر شما حضور چنین عناصری در یک تصویر چطور توسط مخاطب درک می شود؟


-             به نظر من تفاوتی نمی کند که شما تصویری را که به صورت حرفه ای عکاسی شده باشد؛ ببینید یا یک تصویر ساده؛ در هر دوی این ها معانی نهفته است. در واقع هر عکسی دارای کمپوزیسیون است و همین امر باعث می شود که معنایی در آن ایجاد شود. باید توجه کرد که بیننده این مسایل را به صورت ناخودآگاه درک می کند. در واقع این شمایید که به عنوان هنرمند این معانی را به بیننده القا می کنید تا آن را دریافت کند. برای مثال تصویر دایره یا مثلث معانی مختلفی را القا می کنند و اگر همین دایره با دو رنگ متفاوت در تصویر قرار داده شود باز هم معنی آن تغییر می کند. در ضمن این عناصر احساس متفاوتی را هم به بیننده منتقل می کند. در تصویربرداری نیز این مسایل وجود دارد و از آن جایی که با مناظر و عناصر زنده ارتباط پیدا می کند، این موضوع پیچیده تر هم می شود. البته باید اضافه کنم که این صحبت ها به این معنی نیست که موارد زیبا شناختی ِ گرافیکی را به صورت مستقل باید در فیلم قرار داد. بلکه یک فیلمبردار بر اساس حال و هوای فیلمنامه، عناصر زیباشناختی را در تصویر لحاظ می کند.


 


-             آیا این مشکل اغلب فیلمسازان و تصویر برداران جوان نیست؟


-             بله؛ غالب فیلم های کوتاه این مشکل را دارند. گاهی برخی از فیلم ها به لحاظ تکنیکال در حوزۀ فیلمبرداری ارزشمندند. اما در خدمت فیلمنامه قرار ندارند و وقتی فیلم را به صورت یک کل بررسی می کنیم، این شیوۀ فیلمبرداری ارزش چندانی ندارد.


 


-             و این صحبت ترجمه ای از جملۀ هراکلیتوس نیست که می گفت:« زیبایی از تناسب ها ساخته می شود، نه از عناصر»؟


-              بله، دقیقا. این مشکل به خصوص زمانی جلوه گر می شود که صحنه ای از فیلم در طبیعت فیلمبرداری می شود. به شکلی که غالب فیلم ها در این ورطه گرفتار می شوند و به قاب بندی های کارت پستالی رو می آورند. همین مسئله به فیلم ها لطمه می زند. اگر در فیلمی زیباترین نما ها را در اختیار داشته بشید اما در پیشبرد داستان نقشی نداشته باشند، باید جسورانه آن ها را کنار بگذارید.


 


-             برخورد با نورپردازی در فیلم های کوتاه به چه شکلی است؟ من در تیتراژ بسیاری از فیلم های جشنواره حتی نامی از نورپرداز ندیدم.


-             نور اصلی ترین عنصر موجود در سینماست زیرا که بدون نور سینما هیچ معنایی پیدا نمی کند. از این روی نورپردازی نقش بسیار مهمی در سینما پیدا می کند.


به نظرم توجه فیلمسازان به شخصیت پردازی با نور باید پر رنگ تر باشد زیرا نور پردازی ابزاری است که به واسطه آن کارگردان و فیلمبردار می توانند شخصیتهای فیلم را بهتر معرفی نمایند حتی لوکیشن های مختلف؛ تحت تاثیر نورپردازی اشکال متفاوتی پیدا می کنند. پس باید بتوانیم از نورپردازی بهره مناسب تری ببریم و این به نتیجه نمی رسد؛مگر با شناخت کافی کارگردان و فیلمبردار از نور و همسوی شدن آنها با یکدیگر.


 


محسن فاتحی


Fatehi.Home@Gmail.com

 
دیدگاه ها

mohammad kiyabayan : 
kheyli khoub boud.mamnounam
تاریخ: 06/09/1388
 
برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
مسئولیت نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و گذاشتن آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
فرستنده:  
پست الکترونیک:
نظر:
 
طراحی سایت - وب هاستینگ
کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب و مندرجات این سایت متعلق به انجمن فیلم کوتاه ایران میباشد و استفاده از آن با ذکر منبع بلامانع است
Cppyright © 2009 Iranianshortfilm.com :: All Rights Reserved :: تماس با ما :: درباره ما :: نقشه سایت