English Main Banner
Isfa Member Isfa Academy About Articels
RSS :: آرشیو مطالب تحلیل فیلم کوتاه

نگاهی به فیلم :مسیربودن ساخته کاوه بهرامی مقدم

کد خبر: 54   تاریخ خبر:  27/08/1388        
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

مسیربودن ساخته کاوه بهرامی مقدم


با عبورازمیان تونلی نیمه تاریک وبا مونولوگی شعرگونه فیلمساز تعلق  و وفاداری هویتمدارانۀ خود را نسبت به مکان وسرزمینی که چه بسا مدّتی ازآن دورافتاده بوده را با ما درمیان می گذارد، اینکه نورهای رنگین واتومبیل ها هنوز نتوانسته اند به طبیعت ناب(اسبان وحشی خیال فیلمساز) فایق آیند درمونولوگ اوّل متجلّی می شود،بعد با پیرمردی لهیده وچروکیده، با صورتی زخمی (رضائی) روبرو می شویم، سپس از زبان دیگران با وی آشنا می شویم ولحظه به لحظه درمی یابیم که چه براو گذشته است، رضائی اهل طالقان بوده به اینجا آمده به کارهای گوناگون مانند بنائی، باغداری، گلگاری، شالیکاری، کشت چای و... برای دیگران کارکرده است، آدم نمک شناس، آبرومند، چشم پاک، کاری، وبقول امروزی ها ازکارش نیز دزدی نمی کرده است، و قانع نسبت به هرآنچه که به وی می داده اند والبتّه کسانی که این حرف ها را با نوعی تفاخر حاکی از دینداری و شریعتمداری می گویند، درگذشته رضائی را به کارگمارده اند، امّا هرگز حقوق واقعی او را نپرداخته اند!! و به وقت کهولت نیزنه تنها مکان مناسبی برای اقامت او درنظرنگرفته وبلکه او را جبرا" به گوشه قبرستان رانده اند، تا درآنجا نیز ازقبورشان نگهبانی کند، بهرامی مقدم ازاین پس رضائی را تمثیل قرار داده و تم او را تا به کارخانه متروک چای  با در و دیوارهای پوسیده وشالیزارها با کارگرانی همانند رضائی تسرّی داده وبواسطۀ مونولوگ ازحکایت ویرانی کارخانه ها وبینوائی کسان دیگری بمانند رضائی می گوید، و بعد با محیط خانه ناچیز رضائی آشنا می شویم و در زیر نفس های به شماره افتاده اش هنوز با وفاداری هرچه تمامتر به نگهبانی از قبور کسانی مشغول است که حتّی به پاس حرمت قبوراولیأ خود نیز نه سراغی ازآنها ونه رضائی نمی گیرند، و رضائی درگفتاری کوتاه با مردی ازاینکه خود هیچ کینه وعقده ای از این ناجوانمردی ها ندارد را پیش کشیده وتنها خواهان مکان سکونت مناسبی می باشد، از این پس امّا رضائی و صدای ناله هایش حتّی توجه مردمانی را که در یک مراسم عزاداری رسمی ونذری نیز شرکت کرده اند بر نمی انگیزد، تا اینکه  کورسوئی از یک گرد سوز می ماند و اینکه مرد جوانی او را درحمام شستشو می دهد وانگاری که او  را غسل می دهد، تا اینکه او درکنار دریائی طوفان زده برای آخرین لحظات به تصاویری ازمرغان دریائی، قاصدک ها، وشیشه های بخار زده می نگرد تا راهی آخرت شود، وفیلمساز نیز به همان شکل اوّل می رود تا محلّ را ترک کند والبتّه درمونولوگ پایانی همچنان تعلق خاطرش نسبت به سرزمین حاضر را پیش می کشد. 


کاوه بهرامی مقدم، با دست گذاردن به روی شخصیّتی که ابتدأ به نظر ناچیزمی رسد، سخن از موضوعاتی به غایت عمیق را پیش می کشد، وقتی کسی پاس چراغ را نمی دارد، کدام ابلهی ست که اعلام می کند برکجا رواست!! و کسی پاس رضائی ها را نمی دارد، مردی که با صدق وصفای تمام به خدمت آنها مشغول بوده است، مردمانی که سخن را به عادت وغریزه بر زبان جاری می کنند ونه برحسب تعقل، عزاداری وآئین مداریشان نیز چنین ست، وبدانچه که باید توجّهی ندارند، وهیچ رخشان از ناله اینان برنمی تابد، بهرامی مقدم برای بیان این موضوعات شیوۀ مستند شاعرانه را برمی گزیند، و ازمحیط ها وآدم های کاملا" واقعی احساسی و اندیشه ای چند بعُدی را می آفریند، هشدارگونه  اعلام می کند که کدام هویتّ آدمی درسایۀ رسوم غریزی رو به اضمحلال است، او سرزمین را تأویل ماهیّتی تا ذات انسانهایی می کند که درآن و با آن می زیند امّا پاسش را نمی دارند، وبرچنین بیانی ازتصویر، افکت، گفتار ومتن کوتاه، مفید ومؤثربهره می برد، و راستش وقتی بنده این فیلم را دیدم هنوزمونولوگ نداشت چنان احساسی درمن ایجاد کرد که وقتی دانستم  ایشان مونولوگی را دردست دارند شخصا" تقاضا کردم متن مونولوگ با صدای من باشد وایشان با سخاوت قبول کردند. 


رهبر قنبری


 

 
دیدگاه ها

 
برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
مسئولیت نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و گذاشتن آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
فرستنده:  
پست الکترونیک:
نظر:
 
طراحی سایت - وب هاستینگ
کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب و مندرجات این سایت متعلق به انجمن فیلم کوتاه ایران میباشد و استفاده از آن با ذکر منبع بلامانع است
Cppyright © 2009 Iranianshortfilm.com :: All Rights Reserved :: تماس با ما :: درباره ما :: نقشه سایت