English Main Banner
Isfa Member Isfa Academy About Articels
RSS :: آرشیو مطالب مقالات

فیلمِ کوتاه می‌بینیم که دقیقاً چی‌کار کنیم؟

کد خبر: 44   تاریخ خبر:  23/08/1388        
نسخه چاپی | ارسال به دوستان

  


فیلمِ کوتاه نمی‌بینیم که فیلمِ کوتاه دیده باشیم قاعدتاً؛ یعنی ملاک‌مان برای دیدنِ فیلم‌های کوتاه فقط «کوتاه»‌بودن‌شان نیست؛ یعنی چیزهای دیگری هم قاعدتاً مُهم‌اند و فقط طول و اندازه‌ی فیلم نیست که اهمیت دارد. درستش این است که فیلمِ کوتاه، هیچ ربطی نداشته باشد به فیلمِ بلند؛ یا دست‌کم این چیزی (قولی)‌ست که «جملگی برآنند» و برای همین بیش‌ترِ آن‌ها که می‌خواهند فیلمِ کوتاه بسازند، اوّل از همه می‌خواهند فیلم‌شان شبیهِ هیچ فیلمِ بلندی نباشد. پس پیشِ خودشان فکر می‌کنند که اگر فیلم‌های بلند مشهورند به داشتنِ قاعده، باید در فیلمِ کوتاه قیدِ همه‌ی این قاعده‌ها را زد و کاری کرد کارستان.


فیلمِ کوتاهِ خوب که البته ساخته می‌شود، امّا بیش‌تر فیلم‌های کوتاه، بیش‌تر این فیلم‌هایی که در جشنواره‌ی فیلم‌های کوتاه (مثلاً) روی پرده می‌روند، فقط قیدِ قاعده‌ها را زده‌اند، بی‌آن‌که کاری کرده باشند کارستان. برای خیلی‌ها، خیلی از جوان‌ترهایی که دارند فیلمِ کوتاه می‌سازند، «تجربه» مهم است و خدا را شُکر که به برکتِ دیجیتال، «تجربه» خیلی هم گران و دور از دسترس نیست. پس، هرکسی حق دارد دوربینش را بردارد و «تجربه»‌اش را به فیلم تبدیل کند و آن‌را به دیگران نشان بدهد. اصلاً هرچیزی که با این دوربین‌ها ضبط می‌شود، «فیلم» است؛ درست همان‌طور که هرچیزی روی پرده‌ی سینما بیفتد، «فیلم» است. امّا می‌شود یک حاشیه هم بر این جمله نوشت: هر «فیلم»ی، لزوماً، فیلمِ «خوب»ی نیست.


هیچ ایرادی ندارد که فیلم‌های کوتاه نخواهند زیرِ سایه‌ی فیلم‌های بلند باشند و هیچ اصراری هم نیست که قاعده‌ی بازی را درست مثلِ فیلم‌های بلند رعایت کنند؛ امّا به‌هرحال باید «قاعده»‌ای داشته باشند؛ باید دنیای خودشان را درست‌ودرمان ساخته باشند، باید این‌قدر پراکنده نباشند. یک‌دسته از این فیلم‌های کوتاه را که می‌بینیم، سرشارند از «پراکنده‌ها»؛ ایده‌های جذّابی که پُشتِ هم نشسته‌اند، بی‌آن‌که ربطی به هم داشته باشند. هرکدامِ این ایده‌ها را می‌شود صرفِ یک فیلم کرد؛ یک فیلمِ کامل که این‌قدر هم پراکنده و بی‌قاعده نباشد. ایرادِ اساسی بعضی از فیلم‌های کوتاه، پراکندگیِ ایده است؛ تصویرهایی که ربطی به هم ندارند، یا موقعیت‌هایی که هیچ‌جوری نمی‌شود بین‌شان ربطی پیدا کرد. مسأله‌ی اصلی، شاید، این است که خیلی از این فیلم‌ها، اساساً، با یک «تصویر» شروع می‌شوند؛ مردی که (مثلاً) در پارک نشسته و توی کُلاهش که روی نیمکتِ کنارِ دستش است، برای کبوتران دانه ریخته و کبوتران لبه‌ی کُلاهش نشسته‌اند و دانه می‌خورند؛ یا دختربچّه‌ی کوچکی که (مثلاً) لباسِ سفیدِ عروس به تن دارد و با چشم‌هایی گریان در خیابان می‌دود؛ یا اصلاً هر تصویرِ دیگری. تصویر که به‌تنهایی کافی‌ نیست؛ بخشی‌ست از کار. برای هر تصویری باید «داستان»ی دست‌وپا کرد؛ آن مردی که به کبوتران دانه می‌دهد چه‌جور آدمی‌ست؟ یا این دختربچّه‌ای که دارد می‌دود از چی فرار می‌کند و چرا گریه می‌کند؟ درواقع، باید رفت دنبالِ «چرا»ییِ هر تصویر؛ باید رفت به تصویری قبل‌تر از آن. تا تصویرِ قبلی را ندیده باشیم توی ذهن، این تصویرها چاره‌ی کار نیستند و دردی را دوا نمی‌کنند. در این صورت، مثلِ آدمی هستیم که از شیشه‌ی سواری آن دختربچّه را دیده؛ بدونِ این‌که بداند چرا می‌دود و چرا گریه می‌کند.


فیلم‌های کوتاهِ خوب که ساخته می‌شوند، قاعدتاً چارچوب دارند؛ یعنی داستان دارند و فیلمی که داستانش را (هر داستانی) درست‌ودرمان تعریف نکند، حتّا اگر قیدِ قاعده‌ها را زده باشد، فیلمِ چندانِ مقبولی از کار درنمی‌آید. و همین است که بینِ این‌همه فیلمِ کوتاهی که هرسال ساخته می‌شود، فقط اسمِ پنج شش فیلم روی زبان‌ها می‌افتد. این پنج شش فیلم، فقط قیدِ قاعده‌ها را زده‌اند، یا داستان‌شان را (هر داستانی با هر کیفیتی) درست‌ودرمان تعریف کرده‌اند؟ از من اگر کسی بپرسد، می‌گویم این دوّمی.


 


محسن آزرم

 
دیدگاه ها

 
برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
مسئولیت نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و گذاشتن آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
فرستنده:  
پست الکترونیک:
نظر:
 
طراحی سایت - وب هاستینگ
کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب و مندرجات این سایت متعلق به انجمن فیلم کوتاه ایران میباشد و استفاده از آن با ذکر منبع بلامانع است
Cppyright © 2009 Iranianshortfilm.com :: All Rights Reserved :: تماس با ما :: درباره ما :: نقشه سایت