جای خالی مطالعات سینمایی حس می شود
فقط استعداد کافی نیست
رامتین شهبازی
بسیار جای خوشحالی است که فیلم کوتاه در تاریخ سینمای ایران مورد توجه سینماگران بوده و بسیاری از هنرمندان این عرصه در حوزه فیلم کوتاه طبع آزمایی کرده اند.
اما به راستی با توجه به این اقبال عمومی ،چرا فیلم کوتاه آنچنان که گونه های دیگر در سینما پاگرفته اند،نمی تواند سرو شکل حرفه ای گرفته و نهادینه شوند. این سئوال را می توان از پنجره های مختلفی به تماشا نشست و پاسخ گفت. اما یک نکته مدت هاست که درصد زیادی از فیلم های کوتاه توجه صاحب این قلم را به خود مشغول داشته است. البته همینجا هم باید بگویم چندین نام آشنا در این حوزه استثنا هستند. آنهایی که در این سال ها بیشترین توان خود را به عرصه فیلم کوتاه معطوف داشته اند به نوبه خود کوشیده اند که بنایی حرفه ای برای فیلم کوتاه ایجاد کنند.
فیلم کوتاه در ایران به شکل عمده بر پایه تجربه ها بنا می شوند. در وهله نخست جرقه اول را استعداد فیلمساز می زند. این جرقه اولیه در چند فیلم اولین فیلمساز جواب می دهد. او تمام جهان بینی و تجربه خود را در این چند کار خلاصه می کند و تمام. در آثار برخی از فیلمسازان که به ترتیب سال تولید اثر کارهایشان را تماشا می کنیم این نکته به درستی قابل رد یابی است.
در این فیلم ها کارگردان به شکل غریزی جهت دوربین ، اندازه نما و شیوه روایت را چه در شکل داستانی،چه تجربی و چه مستند پیدا می کند. اما در ادامه آنچه بعد ها نیاز بسیار به آن حس می شود حس آموختن آکادمیک قضیه است. حالا فیلمساز باید بدانی چگونه می تواند استعداد های خود را تئوریزه کند. به طور مثال حرکت دوربین در تراولینگ اگر از سمت راست به چپ باشد چه معنی می تواند داشته باشد و از چپ به راست چطور.
یا کجا باید صدا را به داخل دید تماشاگر آورد و کجا باید آن را از قاب خارج کرد. آیا می توان هر داستانی را به شکل متقاطع روایت کرد و شاید اگر این داستانی که فیلمساز تصمیم به برهم زدن آن گرفته مستقیم روایت شود می تواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد.
همه این نکات آموختنی است. خوشبختانه در سال های اخیر منابع مطالعات سینمایی در ایران گسترش یافته است. کتاب های بساری در حوزه های تئوری منتشر شده اند که می توانند تا حدودی ما را از بن بست های اطلاع رسانی در حوزه تئوریک فیلم کوتاه خارج کنند.
از سوی دیگر یکی دیگر از مهمترین منابعی که می تواند در آموختن زبان سینما به سینماگر موثر باشد دیدن مداوم فیلم دیگران است. در این زمینه ما متاسفانه هنوز فقیر هستیم. یعنی امکان اکران فیلم های کوتاه ایرانی آنچنان که باید موجود نیست و چه رسد به تماشای فیلم های خارجی. با این وجود به هر حال سینماگر باید این منابع را بیابد. اگرنه اتفاقی بسیار بد رخ می دهد. آن هم اینکه فیلمساز در بستر بسته ذهنیات خود محبوس می ماند. این نگاه موجب توهم هم می شود و بعد تر که امکان نمایشی پیدا شد و سینماگر نتوانست با مخاطب ارتباط برقرا کند او را متهم می سازد که بیننده فیلم من را نمی فهمد و داستان های دیگری که بسیار شاهد آن بوده ایم. جالب اینجاست که در این سال ها مشاهده گران سینما در این سال ها بیشتر در جریان متداول سینما بوده اند و باید مواظب باشیم در مقام آفرینشگر از آنها عقب نمانیم.